محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

19

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

شأن سكندر مكان ، عامهء رعايا ، بل كافهء برايا در مهد راحت و آسايش و بر بستر استراحت و آرامش غنودند و لشكرى و سپاهى به جهت عدم ارتكاب مشاق يساق « 1 » ، از حمل اسباب جنگ و يراق فارغ البال و مرفه الحال گرديده تيغ از ميان و كمان از بازو گشودند و بعد از آنكه مدت پنجاه و چهار سال بكامرانى و اقبال در كمال عظمت و استقلال بر سرير پادشاهى و فرمانروائى متمكّن بوده ، لواى جهاندارى و سلطنت و رايت كامكارى و شوكت باوج كيوان و ذروهء فرقدان برافراشت . عاقبت از تأثيرات گردش ثوابت و سيّارات افلاك و تغييرات اوضاع و اطوار ناپايدار عالم خاك ، در تاريخ شب سه‌شنبه يازدهم شهر صفر كه به همين عبارت پانزدهم شهر صفر مخبر از اين تاريخست ، بموجب كريمهء شامله « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » « 2 » قضيّهء هايله و مصيبت شاملهء فوت آن پادشاه دين پناه غفران دستگاه در دار السلطنهء قزوين وقوع يافته جهان گذرانرا به ديگران گذاشت و در آن شب از شاهزادگان نامور سلطان حيدر باستصواب مادر بر بالين شاه ملك تمكين حاضر بود و بتمناى آنكه امراى استاجلو و قورچيان گرجى او را پادشاه سازند و لواى سلطنت او را در اطراف مملكت برافرازند ، دست يراق از شمشير و نيزه و كمان كه در دولتخانه بود بقورچيانى كه هواخواه و از معتمدان درگاه بودند بخشيد و قرار پادشاهى به خود داده انتظار فرصت ميكشيد . اما قورچيان شاملو و افشار و روملو و قاجار و غيرهم كه در كشيك بودند درهاى دولتخانه را بستند و كس نزد امراى عظام فرستادند و از اين واقعهء ناگاه آگاه ساختند در آنوقت حيدر سلطان ترخان تركمان و امير اصلان بيك افشار و سليمان بيگ ولد سهراب خليفه تركمان و دلو بداغ روملو با سپاه فراوان نزد خلفا رفته قرعهء مصلحت و مشورت در ميان انداختند . در اين اثنا خبر رسيد كه امراى استاحلو داعيه دارند كه سلطان حيدر را بيرون آورده رقم پادشاهى بر -

--> ( 1 ) - م : سياق . ( 2 ) - سورهء 3 آيهء 185 .